mandag den 22. august 2011

سکولاریسم چیست؟

واژه سکولاریزه کردن از کلمه لاتینی  saeculum به معنی "عصر" یا "دوره" گرفته شده است. از دیدگاه تاریخ اندیشه ،یعنی مادی کردن یا زمینی کردن.  روندی که بوسیله آن فرهنگ واحد مسیحی در قرون وسطی بتدریج به اندیشه ها و نهادهای غیر مذهبی تبدیل شد. شروع این روند در رنسانس بود و در عصر روشنگری خود را بیشتر نمایان کرد ، آنهم عصری که علوم طبیعی و ایدئولوژیهای سیاسی بتدریج جای توضیحات دین مسیحیت  در باره زندگی و مسائل مربوط به آن را گرفت. بعضی ها معتقدند که در خود مفهوم سکولاریزه کردن نه فقط اندیشه های انسانی به جای اندیشه های مسیحی متبلور است بلکه اندیشه های مسیحی در لباس این جهانی به حیات خود ادامه میدهند. اینان معتقدند که میتوان منشور حقوق بشر را به عنوان "از نو فرموله کردن" این اندیشه مسیحی که همه در برابر خدا با یکدیگر برابرند ،در نظر گرفت. به همان صورت میتوان ایدئولوژی های تمامیت خواه 1900 را به عنوان چیزی که جبرانی برای مذاهب بود، در نظر گرفت چرا که جوابگوی یکسری از نیازهای اساسی مذهبی بود. بدینوسیله مفهوم "سکولاریزه کردنِِ منشعب از تاریخ اندیشه" پرسشی رادر این مورد مطرح میکند که تا چه اندازه رنسانس و عصر روشنگری نقطه آغاز ی بر پایه اندیشه های انسانی محض میباشد ،یعنی آیا  نقض سنتی هزار ساله است  یا شاید کلا یک پیوستگی است. نماینده برجسته نقطه نظر نخست هانس بلومنبرگ (1996-1920) است در صورتیکه کارل لوویث (1973-1897) سکولاریزه کردن را به عنوان محصولی  از مسیحیت میبیند. این نقطه نظر دومی، نظر کسانیست که بین اسلام و مسیحیت در رابطه با پتانسیل هر دوی آنها در رابطه با پروسه دموکراتیزه و سکولاریزه کردن تفاوت قائل میشوند. مستقل از این مطلب که این یک نقض باشد یا یک پیوستگی، نتیجه ،یک جامعه سکولاریزه است که لزوما در آن جامعه  مذهب ملغاء نشده است بلکه مذهب به امری خصوصی و بدون مفهوم سیاسی تبدیل شده است. پس سکولاریسم یک آموزه سیاسی است که دولت و ساختار های سیاسی اش نباید انگیزه مذهبی داشته باشند و یا اینکه هوادار یک مذهب معینی باشد.  سکولاریسم از نقد مذهب و آموزه های عصرروشنگری  در باره آزادی اندیشه و آزادی مذهب نشئت میگیرد. این مفهوم را نخستین بار جورج ج. هولی اوک (George J. Holyoake (1817- 1906)) که آخرین انگلیسی بود که بخاطر توهین به مقدسات مورد تعقیب قرار گرفت ،بکار برد. وی مدعی به وجود یک اخلاق طبیعی بود که نه اتکاء به مذهب داشت و نه به بی خدایی (آتئیسم). سکولاریسم از آتئیسم جدا است چرا که مدعی وجود یا نبود خدایان نیست .

Ingen kommentarer:

Send en kommentar